این حرف به زبان خودمان یعنی این که قبل از آن که سرت را زیر آب کنند برو گم و گور شو. اصلاً آقای آوینی هم همین حرف را شنیده بود که گفت هنر آن است که بمیری پیش از آن که بمیرانندت، اما بعضی نفهمیدند و فکر کردند منظورش این است که باید رفت و جنگید تا شهید شد. بعد هم که آوینی رفت خودش را در فکه گم و گور کرد از دست بزمجگان، عکسش را چاپ کردند و زیرش با قرمز نوشتند سید شهیدان اهل قلم. شریعتی هم همین طور بود. رفت خودش را در انگلیس گم و گور کرد. اصلاً هنرمند یعنی کسی که بتواند در بین مردم و جلوتر از آنها زندگی کند و یک دفعه گم و گور شود قبل از آن که بیایند سر وقتش و سرش را زیر آب کنند. گمانم وقت ان رسیده است که همه مان سعی کنیم گم و گور شویم شاید کمی بزرگ شویم. محسن مومنی اسم اش را گذاشته بود زمانی برای بزرگ شدن. نمی دانم شاید هر کدام از ما به زمانی برای بزرگ شدن نیاز داشته باشیم. شاید...